تبليغاتX
..:: برگ » رضا بی شتاب ::..
شعر دیگران | داستان| مقاله | نقد و کتابخانه| معرفی

زنی ز ژرفنای زندگی

ز ژرفنای زندگی

کنون گُذر کُنَد زنی

چو زُهره ای ز برزنی

زنی که رنگِ هستی ست وُ زمزمه ست را

صدا بزن


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم بهمن 1390ساعت 11:6  توسط رضا بی شتاب  | 

باغ های معلق

میانِ تُندبارِ ناگهان بوران

که سرما دوزخ افروزد ز دهلیزی به دهلیز

و تن ریزد همه برگ

نه بامِ خانه ای پیدا وُ پنهان برزن وُ در


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 11:15  توسط رضا بی شتاب  | 

چشمه ی عشق

ای که گذر می کنی از کوی ما

گوشه ی چشمی نکنی سوی ما

وه که جدایی وُ جفا جابرَند

آمدنت جاذب وِ جادوی ما


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم دی 1390ساعت 12:2  توسط رضا بی شتاب  |